فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
27
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
ميدان شاه مىباشد . ولى شاه عباس كه به هيچ وجه ميل نداشت باغهاى سلطنتى چشمانداز اشخاص خارجى باشد ، امر كرد سكويى ساختند تا اگر مؤذنى هنگام اداى اين وظيفه مقدس به جانب عالىقاپو يا باغهاى سلطنتى رو كند داخل باغها را نبيند و حواسش پريشان نشود . اين قفس مستطيل شكل عجيب با سقف هرمى شكل آن ، كه در جلو گنبد بزرگ ساخته شده ، هنوز برپاست و مىتوان آن را ديد . اين مدخل [ يعنى عالىقاپو ] چندين نام داشته . يكى از آنها « عالىقاپو » به معنى « باب عالى » است . ولى بناى همنام « عالىقاپو » واقع در قسطنطنيه عين اين وظايف را انجام نمىداد . در دو طرف در بنايى كه در تركيه واقع شده شاهنشينهايى وجود دارد كه براى نشان دادن صورت دو وزير بزرگ ، كه بر روى دو لوح سيمين حكاكى شده ، بسيار مناسب تعبير كردهاند . بنابراين ، بين اين دو باب ، گذشته از تشابه اسمى شباهت ديگرى وجود ندارد . « عالىقاپو » در زمان شاه عباس جايگاهى مقدس به شمار مىرفت . در بزرگ آن هنوز نشانههايى از تقدس و حرمت پيشين خود را حفظ كرده است . تكههاى پارچهاى كه مردم به عنوان نذر و نياز به آن بستهاند هنوز باقى است . ولى اين در بزرگ امروز زيبايى و ابهت خود را از دست داده و فقط مورد تحسين و احترام مسافرانى واقع مىشود كه از راه بسيار دور به اصفهان مىآيند . تعدادى از اتاقهاى طبقهء فوقانى « عالىقاپو » مورد استفادهء رؤساى ادارات دولتى است . اين اتاقها از نظر لوازم و اثاث عينا مانند جايگاههاى موقتى است كه در انگلستان براى اخذ آراء مجهز مىشود . در طبقهء تحتانى داخل اتاق بزرگ ، سرايدار عمارت ناگزير به خواب مىرود و با اين اميد از خواب بر مىخيزد كه شايد يك نفر اروپايى كه براى استفاده از مرخصى از جنوب به شمال مىرود يا مسافرانى كه از تهران به قصد جنوب حركت كردهاند بخواهند از اين بناى تاريخى ، كه وى حفاظت آن را به عهده دارد ، بازديد نمايند يا از ايوان اين بنا ميدان گوى و چوگان را تماشا كنند . درويشى سالخورده و فقير نيز به همين اميد چهار زانو در آنجا نشسته است . وى بس متواضع و فروتن مىباشد . تبرزين وى پنهان است و در مقابل پشيزى كه دريافت مىكند دعاى خير خود را على السويه بدرقهء راه مسلمان و غير مسلمان مىكند . اگر شخصى همراه پليس داخل « عالىقاپو » شود اميد او بيشتر مىشود و انتظار دارد انعام شاهانهاى از آن شخص دريافت كند . ديگر از كسانى كه در اين محل ديده مىشوند يك قهوهچى است كه اغلب اوقات با آستينهاى بالا زده در انتظار مشترى راهگذار است . وسيلهء كسب او عبارت است از يك سماور ، يك يا دو سينى حلبى و چند